تاريخ : | | نویسنده : irannews1

ترجمه فارسی نهج البلاغه به همام درباره پرهيزکاران
از خطبه‏هاي آن حضرت عليه‏السلام است، روايت شده که يکي از اصحاب و پيروان اميرالمومنين عليه‏السلام که او را همام ميگفتند و مردي بود عابد به آن حضرت گفت: يا اميرالمومنين (اوصاف) پرهيزکاران را براي من بيان فرما مانند آنکه آن را ببينم امام عليه‏السلام در پاسخ او تامل و درنگ فرمود (زيرا مصلحت را در تاخير جواب ديد) پس از آن به طور اجمال فرمود: اي همام تو خود از خدا بترس و نيکوکار باش که (در قرآن کريم س 16 ي 128 ميفرمايد:) ان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون يعني خدا با پرهيزکاران و نيکوکرداران است (بر او لازم است که تقوي و ترس از خدا را شعار خويش گرداني و کار نيکو بجا آوري، و بيشتر از اين بر تو لازم نيست) همام به اين پاسخ اکتفا نکرد (در خواهش خود اصرار نمود) تا آنکه حضرت را سوگند داد، پس آن بزرگوار شکر و سپاس الهي بجا آورد و بر پيغمبر صلي الله عليه و اله درود فرستاد و آنگاه فرمود: خداوند سبحان هنگام آفرينش خلق از طاعت و بندگيشان بي‏نياز و از معصيت و نافرماني آنها ايمن بود، زيرا معصيت گناهکاران او را زيان ندارد، و طاعت فرمانبرداران سودي به او نميرساند (بلکه غرض از امر به طاعت و نهي از معصيت سود بردن بندگان است) پس روزي و وسائل آسايششان را بين آنها قسمت فرمود، و هر کس را در دنيا (با حکمت و مصلحت) در مرتبه‏اي (که سزاوار او دانست از قبيل فقر و غنا و خوشي و بدي و مانند آنها) قرار داد، و پرهيزکاران در دنيا داراي فضيلتها هستند (از ديگران برترند، زيرا) گفتارشان از روي راستي است (بر وفق رضا و خوشنودي خدا و رسول سخن گويند) و پوشاکشان ميانه‏روي (افراط و تفريط در زندگانيشان نيست) و رفتارشان (بين مردم) به فروتني است (زيرا خداوند در قرآن کريم س 17 ي 37 ميفرمايد: و لاتمش في الارض مرحا انک لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا يعني از روي تکبر بر زمين راه مرو که تو هرگز نميتواني به پاهايت زمين را بشکافي، و هرگز از جهت درازي هر چند گردن‏کشي به کوهها نميرسي) از آنچه که خداوند برايشان روا نداشته چشم پوشيده‏اند (حرامي مرتکب نميشوند) و به علمي که آنان را سود رساند گوش فرا داشته‏اند (از سخنان بيهوده که موجب خشم خدا و رسول است دوري مينمايند، چنانکه در قرآن کريم س 25 ي 72 ميفرمايد: والذين لايشهدون الزور، و اذا مروا باللغو مروا کراما يعني بندگان برگزيده حق کساني هستند که در مجالس لهو و لعب و جاهائيکه سخنان باطل نادرست گفته و يا کارهاي زشت بجا مي‏آورند حاضر نميشوند، و هرگاه به بيهوده و ناپسندي برسند از آن دوري گزيده بگذرند و درنگ ننمايند) در سختي و گرفتاري چنانند که ديگران در آسايش و خوشي (به قضاي الهي تن داده به آنچه خدا خواسته راضي و خوشنودند و آسايش و گرفتاري براي آنها يکسان است) و اگر نبود اجل و مدتي که خدا (در دنيا) براي ايشان تعيين فرموده از شوق و ثواب و بيم عذاب چشم بر هم زدني جان در بدنشان قرار نميگرفت، خداوند در نظر آنان بزرگ است، در غير او (هر چه هست) در ديده آنها کوچک، و يقين و باورشان به بهشت مانند يقين و باور کسي است که آن را ديده که اهل آن در آن بخوشي بسر ميبرند، و ايمانشان به آتش همچون ايمان کسي است که آن را ديده که اهل آن در آن گرفتار عذابند. دلهاشان اندوهناک است، و (همه از) آزارهاشان ايمن (باشند، زيرا منشا آزار و هر گناه دوست داشتن دنيا است که آنها به آن بي‏ميل هستند) و بدنهاشان (بر اثر روزه گرفتن و عبادت و بندگي بسيار و قناعت) لاغر، و خواستني‏هاشان (در دنيا) اندک است (بيشتر از آنچه که به ناچاري به آن نياز دارند نميطلبند) و نفسهاشان با عفت و پاکيزگي است (پيرو شهوات نيستند) چند روز کوتاه (دنيا) را به شکيبائي به سر رسانند و در پي آن آسايش هميشگي (نعمت بي‏پايان بهشت) را دريابند، اين کردار تجارتي است پرفائده که پروردگارشان براي آنها فراهم نموده (چون آنان خود را براي عبادت و بندگي آماده ساختند خداوند هم راه وصول به سعادت را به آنها نشان داد) دنيا به آنان روآورد (کالا و آرايش خود را به آنها جلوه داد) ايشان از آن روگردانيدند (از آن چشم پوشيدند) و آنها را اسير و گرفتار نمود آنها جانشان را فدا کرده (به سختيهاي آن تن دادند تا) خود را از آن رهاندند. چون شب شود (براي نماز) برپا ايستاده آيات قرآن را با تامل و انديشه ميخوانند، و با خواندن و تدبر در آن خود را اندوهگين ميسازند، و به وسيله آن به درمان درد خويش کوشش دارند (از خواندن و عمل به قرآن چاره رهائي از عذاب و سختي رستخيز را ميجويند) پس هر گاه به آيه‏اي برخورند که به شوق آورده و اميدواري در آن است (پاداش نيکوکاري را بيان ميکند) به آن طمع مينمايند و با شوق به آن نظر ميکنند مانند آنکه پاداشي که آيه از آن خبر ميدهد در برابر چشم ايشان است و آن را مي‏بينند، و هر گاه به آيه‏اي برخورند که در آن ترس و بيم است (از کيفر بدکاري سخن ميگويد) گوش دلشان را به آن ميگشايند چنانکه گويا شيون و فرياد (اهل) دوزخ در بيخ گوشهايشان است، و (در پيشگاه الهي براي رکوع) قدشان را خم ميکنند، و (براي سجود) پيشانيها و کفها و زانوها و اطراف قدمهاشان را به روي زمين ميگسترانند، از خداي تعالي آزادي خويش را (از عذاب رستخيز) درخواست مينمايند، و چون روز شود بردبار و دانا و نيکوکردار و پرهيزکارند، ترس (از خدا) اندامشان را لاغر کرده مانند باريکي تيرها که تراشيده ميشود، بيننده مي‏پندارد که آنها بيمارند در صورتيکه بيماري ندارند (بلکه از بيم عذاب لاغر شده‏اند) و (چون سخنانيکه به آنها پي نميبرد از ايشان ميشنود) ميگويد پرت و ديوانه‏اند و در صورتيکه ديوانه نيستند بلکه امر بزرگي (انديشه قيامت) با ايشان آميخته شده است، از کردار اندکشان خوشنود نميشوند، و بسيار را بسيار نميدانند، پس خود را (به گمان تقصير در طاعت) متهم سازند، و از کردار خويش هراسانند (که مبادا پسنديده نباشد) هر گاه يکي از آنان را (به کردار نيکو) بستانيد از آنچه درباره او گفته شده ميترسد و ميگويد: من از ديگري به خود داناترم، و پروردگارم به من داناتر از من است. بارخدايا آنچه ميگويند (که موجب خودپسندي است) بر من مگير، و مرا برتر آنچه ميپندارند بگردان، و گناهان مرا که نميدانند ببخش.
نشانه يکي از پرهيزکاران آن است که تو مي‏بيني در امر دين توانا است، و در نرمي و خوشخوئي دورانديش، و در ايمان با يقين، و در (طلب) علم حريص، و در بردباري دانا، و در توانگري ميانه‏رو (اسراف نکرده دارائي خود را بيجا صرف نميکند) و در بندگي و عبادت فروتن است، و در فقر و نيازمندي آراسته جلوه ميکند (تا کسي بر تنگدستي او آگاه نشود، چنانکه در قرآن کريم س 2 ي 273 ميفرمايد: للفقراء الذين احصروا في سبيل الله لايستطيعون ضربا في الارض يحسبهم الجاهل اغنياء من التعفف تعرفهم بسيماهم لايسئلون الناس الحافا و ما تنفقوا من خير فان الله به عليم يعني درويشاني که به عبادت و بندگي در راه خدا پرداخته‏اند و براي بازرگاني سير در زمين را توانا نيستند عفت و بي‏نيازي دارند به طوريکه نادان مي‏پندارد که آنان توانگرانند ايشان را به نشانه چهره ميشناسي که به اصرار از مردم چيزي درخواست نمينمايند، و آنچه از مال به آنها ببخشيد خدا به آن دانا است) و در سختي شکيبا و حلال را جويا در هدايت و رستگاري دلشاد و از طمع و آز دور هستند، با کارهاي شايسته‏اي که بجا مي‏آورد ترسان است، در شب همت او صرف سپاسگزاري (از نعمتهاي حقتعالي) است، و در بامداد اراده‏اش ذکر و ياد خدا ميباشد، شب را بسر ميبرد در حاليکه از غفلت خويش (که مبادا در وظائف خود کوتاهي کرده باشد) هراسان است، در روز از احسان و مهرباني خدا (که او را مسلمان و پيرو محمد قرار داده) شادمان است، اگر نفس در آنچه که مائل نيست با او سرکشي کند (به سختي زير بار طاعت و بندگي رود) خواهش آن را در آنچه دوست ميدارد انجام ندهد، روشني چشم او در چيزي است که جاودان است، و بي‏رغبتيش در چيزيکه باقي نميماند (به آخرت چشم دوخته و به دنيا پشت پا زده) بردباري را با دانش و گفتار را با کردار مي‏آميزد (زيرا بردباري که از روي دانش و خردمندي نباشد و گفتاري که مقرون با کردار نبود نکوهيده است) او را مي‏بيني که با آرزوي کوتاه و خطاء و لغزش اندک و دل فروتن و نفس قانع و خوراک کم و کار آسان و دين محفوظ و شهوت و خواهش از بين رفته و خشم فرو نشسته است، مردم به نيکوئي او چشم داشته و از بديش آسوده‏اند، اگر در بين مردم غافل و بيخبر (از خدا و رسول) باشد از زمره آگاهان بشمار ميرود (زيرا دل او به ياد خدا مشغول است) و اگر در آگاهان باشد در شمار اهل غفلت نيايد (زيرا در ذکر خدا تنها اکتفا به زبان نميکند که از مردم غافل بشمار آيد، بلکه دل او با زبانش يکي است) ببخشايد کسي را که به او ستم کند و احسان نمايد به کسيکه او را محروم گرداند، و بپيوند به آنکه از او جدا گردد، در حاليکه از دشنام دادن و سخن زشت دور و گفتارش هموار است، و کار نکوهيده از او ديده نشده و کار پسنديده‏اش هويدا است، نيکوئي او را روآورده و بديش پشت گردانيده، در سختيها باوقار و بردبار، و در ناگواريها شکيبا و در خوشي و آسايش سپاسگزار است، کسي را که دشمن دارد بر او ستم ننمايد، و آن را که دوست دارد درباره او گناه نکند (دوستي و دشمني او را از تکليف شرعي باز ندارد، چنانکه رويه مردم هواپرست و ستمگر است) به حق اقرار ميکند پيش از آنکه بر آن گواه آرند (زيرا گواه در برابر انکار است و انکار حق دروغگوئي است و آن منافي با تقوي و پرهيزکاري ميباشد) آنچه به او بسپارند تباه نميسازد، و آنچه بيادش آورند فراموش نميکند، و کسي را به لقبهاي زشت (کافر، فاسق، منافق و کلمات ناپسند) نميخواند، و به همسايه زيان نميرساند، و به پيش‏آمدهاي ناگوار که براي مردم رخ ميدهد شادي نمينمايد، و در راه باطل و نادرست قدم ننهاده و از جاده حق بيرون نميرود، اگر خاموش نشست خاموشيش او را اندوهگين نميگرداند، و اگر بخندد آواز خنده‏اش بلند نميشود، و چون بر او ستم کنند شکيبائي پيش گيرد تا خدا انتقام او را کشد، نفسش از دست او به رنج و سختي گرفتار است (زيرا بر خلاف هوا و خواهش او رفتار مينمايد) و مردم از او در آسايش هستند (زيرا آزار به مردم بر اثر پيروي از خواهش نفس است) در کار آخرت خود را به رنج اندازد، و مردم را از (کار) خويش به آسايش راند، دوري او از اشخاص به جهت بي‏رغبتي و دوري نمودن است (از دنياپرستان) و نزديکي او با آشنايان از جهت خوشخوئي و مهرباني است (با خداپرستان) دوري او از روي خودخواهي و بزرگي نبوده، و نزديکيش از راه مکر و فريب (چنانکه روش مردم دورو است) نميباشد. ناقل اين خطبه گفت: 0چون سخن به اينجا رسيد) همام بيهوش شد و هم در آن بيهوشي از دنيا رفت، پس اميرالمومنين عليه‏السلام فرمود: آگاه باشيد سوگند به خدا که از (چنين پيش‏آمد بر) او ميترسيدم، پس از آن فرمود: اندرزهاي درست به اهلش چنين (تاثير) ميکند، يکي از حاضرين (عبدالله ابن کواکه از خوارج بود) گفت: يا اميرالمومنين تو چه حال داري (چرا اين اندرزها در تو تاثير ندارد، يا چون چنين گمان داشتي چرا باعث مرگ او شدي)؟ امام عليه‏السلام فرمود: واي بر تو هر اجلي را وقتي است که از آن نميگذرد (دير و زود نميگردد) و سببي است که از آن تجاوز نميکند، پس از اينگونه گفتار که شيطان بر زبانت راند باز ايست (بار ديگر مگو، زيرا اعتراض بر امام از اضلال و دستور شيطان است). متن عربی نهج البلاغه وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ رُوِىَ أَنَّ صاحِباً لِأَمِيرِالْمُؤمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ- يُقالُ لَهُ: ‏هَمَّامٌ‏- کانَ رَجُلًا عابِداً، فَقالَ لَهُ: يا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ صِفْ لِىَ الْمُتَّقِينَ حَتّى کَأَنِّى أَنظُرُ إِلَيْهِمْ، فَتَثاقَلَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنْ جَوابِهِ، ثُمَّ قالَ: يا ‏هَمّامُ‏ اتَّقِ اللَّهَ وَ أَحْسِنْ ‏فَإِنّ‏ ‏اللَّهَ‏ ‏مَعَ‏ ‏الَّذِينَ‏ ‏اتَّقَوْا ‏وَ ‏الَّذِينَ‏ ‏هُم‏ ‏مُحْسِنُونَ‏ فَلَمْ يَقْنَعْ ‏هَمَّامٌ‏ ‏بِذلِکَ‏ الْقَوْلِ حَتّى عَزَمَ عَلَيْهِ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنى عَلَيْهِ، وَ صَلّى عَلَى النَّبِىِّ- صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ- ثُمَّ قالَ: أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى خَلَقَ الْخَلْقَ- حِينَ خَلَقَهُمْ- غَنِيّاً عَنْ طاعَتِهِمْ، امِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ، لِأَنَّهُ لا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصاهُ، وَ لا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ أَطاعَهُ، فَقَسَمَ بَيْنَهُمَ ‏مَعايِشَهُمْ‏، وَ وَضَعَهُم مِنَ الدُّنْيا مَواضِعَهُمْ، فَالْمُتَّقُونَ فِيها هُمْ أَهْلُ الْفَضائِلِ: مَنطِقُهُمُ الصَّوابُ، وَ ‏مَلْبَسُهُمُ‏ ‏الْاِقْتِصادُ، وَ مَشْيُهُمُ التَّواضُعُ. ‏غَضُّوا ‏أَبْصارَهُمْ‏ عَمّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ، وَ وَقَفُوا أَسْماعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النّافِعِ لَهُمْ، ‏نَزَلَتْ‏ ‏أَنفُسُهُمْ‏ ‏مِنْهُمْ‏ ‏فِى‏ ‏الْبَلاءِ کَالَّتِى نَزَلَتْ فِى الرَّخاءِ، وَ لَوْلَا الْأَجَلُ الَّذِى کَتَبَ ‏اللَّهُ‏ ‏لَهُمْ‏ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْواحُهُمْ فِى أَجْسادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوابِ، وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقابِ، عَظُمَ الْخالِقُ فِى أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ ما دُونَهُ فِى أَعْيُنِهِمْ. فَهُمْ وَ الْجَّنَةُ کَمَنْ قَدْ رَاها فَهُمْ فِيها مُنَعَّمُونَ، وَ هُمْ وَ النّارُ کَمَنْ قَدْ رَاها فَهُمْ فِيها مُعَذَّبُونَ. قُلُوبُهُم مَحْزُونَةٌ، وَ شُرُورُهُم مَأْمُونَةٌ، وَ أَجْسادُهُمْ نَحِيفَةٌ، وَ حاجاتُهُمْ خَفِيفَةٌ، وَ أَنْفُسَهُمْ عَفِيفَةٌ، صَبَرُواْ أَيّاماً قَصِيرَةً أَعْقَبَتْهُمْ راحَةً طَوِيلَةً، ‏تِجارَةٌ ‏مُرْبِحَةٌ يَسَرَّها لَهُمْ رَبُّهُمْ، أَرادَتْهُمُ الدُّنْيا فَلَمْ يُرِيدُوها، وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُم مِنْها. أَمَّا اللَّيْلُ فَصافُّونَ أَقْدامَهُمْ ‏تالِينَ‏ لِأَجْزاءِ الْقُرانِ، ‏يُرَتِّلُونَها ‏تَرْتِيلًا، يَحَزُنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ، وَ ‏يَسْتَثِيرُونَ‏ بِهِ دَواءَ دائِهِمْ، فَإِذَا مَرُّوا بِايَةٍ فِيهَا تَشْوِيقٌ رَکَنُوا إِلَيْها طَمَعاً، وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَيْها شَوْقاً، وَ ظَنُّوا أَنَّها نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ، وَ إِذا مَرُّوا بِايَةٍ فِيها تَخْوِيفٌ أَصْغَوْا إِلَيْها مَسامِعَ قُلُوبِهِمْ، وَ ظَنُّواْ أَنَّ ‏زَفِيرَ ‏جَهَنَّمَ‏ وَ ‏شَهِيقَها فِى أُصُولِ اذانِهِمْ فَهُمْ ‏حانُونَ‏ ‏عَلى ‏أَوْساطِهِمْ‏، ‏مُفْتَرِشُونَ‏ ‏لِجِباهِهِمْ‏ وَ أَکُفِّهِمْ وَ رُکَبِهِمْ وَ أَطْرافِ أَقْدامِهِمْ، يَطْلُبُونَ إِلَى اللَّهِ تَعالى فِى ‏فَکاکِ‏ ‏رِقابِهِمْ‏. وَ أَمَّا النَّهارُ فَحُلَماءُ عُلَماءُ أَبْرارٌ أَتْقِياءُ، قَدْ بَراهُمُ الْخَوْفُ بَرْىَ ‏الْقِداحِ‏، يَنْظُرُ إِلَيْهِمُ النّاظِرُ فَيَحْسَبُهُم مَرْضى وَ ما بِالْقَوْمِ مِنْ مَّرَضٍ، وَ يَقُولُ لَقَدْ ‏خُولِطُوا وَ لَقَدْ خالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِيمٌ، لا يَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمالِهِمْ الْقَلِيلَ، وَ لا يَسْتَکْثِرُونَ الْکَثِيرَ، فَهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ، وَ مِنْ أَعْمالِهِم ‏مُّشْفِقُونَ‏، إِذا ‏زُکِّىَ‏ ‏أَحَدٌ مِنْهُمْ خافَ مِمَّا يُقالُ لَهُ! فَيَقُولُ: أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْ غَيْرِى، وَ رَبِّى أَعْلَمُ مِنِّى بِنَفْسِى. اللَّهُمَّ لا تُؤاخِدْنِى بِما يَقُولُونَ، وَ اجْعَلْنِى أَفْضَلَ مِمَّا يَظُنُّونَ، وَ اغْفِرْ لِى ما لا يَعْلَمُونَ.
فَمِنْ عَلامَةِ أَحَدِهِمْ: أَنَّکَ تَرى لَهُ قُوَّةً فِى دِينٍ، وَ حَزْماً فِى لِينٍ، وَ إِيِماناً فِى يَقِينٍ، وَ حِرْصاً فِى عِلْمٍ، وَ عِلْماً فِى حِلْمٍ، وَ ‏قَصْداً فِى غِنىً، وَ خُشُوعاً فِى عِبادَةٍ، وَ ‏تَجَمُّلًا فِى فاقَةٍ، وَ صَبْراً فِى شَدَّةٍ، وَ طَلَباً فِى حَلالٍ، وَ نَشاطاً فِى هُدىً، وَ ‏تَحَرُّجاً عَنْ طَمَعٍ، يَعْمَلُ الْأَعْمالَ الصّالِحَةَ وَ هُوَ عَلى وَجَلٍ، يُمْسِى وَ هَمُّهُ الشُّکْرُ، وَ يُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّکِرُ، يَبِيتُ حَذِراً، وَ يُصْبِحُ فَرِحاً: حَذِراً لِما حُذِّرَ مِنَ الْغَفْلَةِ، وَ فَرِحاً بِما أَصابَ مِنَ الْفَضْلِ وَ الرَّحْمَةِ، إِنِ ‏‏اسْتَصْعَبَتْ‏‏ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فِيما تَکْرَهُ لَمْ يُعْطِها سُؤلَها فِيما تُحِبُّ، قُرَّةُ عَيْنِهِ فِيما لا يَزُولُ، وَ زَهادَتُهُ فِيما لا يَبْقى، يَمْزُجُ الْحِلْمَ بِالْعِلْمِ، وَ الَّقَوْلَ بِالْعَمَلِ. تَراهُ قَريباً أَمَلُهُ، قَلِيلًا زَلَلُهُ، خاشِعاً قَلْبُهُ، قانِعَةً نَفْسُهُ، ‏مَنْزُوراً أُکُلُهُ، سَهْلًا أَمْرُهُ، ‏حَرِيزاً دِينُهُ، مَيِّتَةً شَهْوَتُهُ، مَکْظُوماً غَيْظُهُ، الْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ، وَ الشَّرُ مِنْهُ مَأْمُونٌ، إِنْ کانَ فِى الْغافِلِينَ کُتِبَ فِى الذَّاکِرِينَ، وَ إِنْ کانَ فِى الذَّاکِرِينَ لَمْ يُکْتَبْ مِنَ الْغافِلِينَ، يَعْفُو عَمَّنَ ظَلَمَهُ، وَ يُعْطِى مَنْ حَرَمَهُ، وَ يَصِلُ مَنْ قَطَعَهُ، بَعِيداً ‏فُحْشُهُ‏، لَيِّناً قَوْلُهُ، غائِباً مُنکَرُهُ، حاضِراً مَعْرُوفُهُ، مُقْبِلًا خَيْرُهُ، مُدْبِراً شَرُّهُ، ‏فِى‏ ‏الزَّلازِلِ‏ ‏وَقُورٌ، وَ فِى الْمَکارِهِ صَبُورٌ، وَ فِى الرَّخاءِ شَکُورٌ، لا يَحِيفُ عَلى مَنْ يُبْغِضُ، وَ لا يَأْثَمُ فِيمَنْ يُحِبُّ، يَعْتَرِفُ بِالْحَقِّ قَبْلَ أَنْ يُشْهَدَ عَلَيْهِ، لا يُضَيِّعُ مَا اسْتُحْفِظَ، وَ لا يَنْسى ما ذُکِّرَ، وَ ‏لا ‏يُنابِزُ ‏بِالْأَلْقابِ‏، وَ لا يُضارُّ بِالْجارِ، وَ لا يَشْمَتُ بِالْمَصائِبِ، وَ لا يَدْخُلُ فِى الْباطِلِ، وَ لا يَخْرُجُ مِنَ الْحَقِّ. إِنْ صَمَتَ لَمْ يَغُمَّهُ صَمْتُهُ، وَ إِنْ ضَحِکَ لَمْ يَعْلُ صَوْتُهُ، وَ إِنْ بُغِىَ عَلَيْهِ صَبَرَ حَتّى يَکُونَ اللَّهُ هُوَ الَّذِى يَنتَقِمُ لَهُ، نَفْسُهُ مِنْهُ فِى عَناءٍ، وَ النّاسُ مِنْهُ فِى راحَةٍ، أَتْعَبَ نَفْسَهُ لِاخِرَتِهِ، وَ أَراحَ النّاسَ مِنْ نَفْسِه، بُعْدُهُ عَمَّنْ تَباعَدَ عَنْهُ زُهْدٌ وَ نَزاهَةٌ، وَ دُنُوُّهُ مِمَّنْ دَنا مِنْهُ لِينٌ وَ رَحْمَةٌ. لَيْسَ تَباعُدُهُ بِکِبْرٍ وَ عَظَمَةٍ، وَ لا دُنُوُّهُ بِمَکْرٍ وَ ‏خَدِيعَةٍ. قالَ: ‏فَصَعِقَ‏ ‏‏هَمّامٌ‏‏ صَعْقَةً کانَتْ نَفْسُهُ فِيها. فَقالَ أَمِيرُالُمؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ: أَما وَ اللَّهِ لَقَدْ کُنْتُ أَخافُها عَلَيْهِ، ثُمَّ قالَ: هکَذا تَصْنَعُ الْمَواعِظُ الْبالِغَةُ بَأَهْلِها؟ فَقالَ لَهُ قائِلٌ: فَما بالُکَ يا أَمِيرَالمُؤْمِنِينَ؟ فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: وَيْحَکَ! إِنَّ لِکُلِّ أَجَلٍ وَقْتاً لا يَعْدُوهُ، وَ سَبَبَاً لا يَتَجاوَزُهُ، فَمَهْلًا لا تَعُدْ لِمِثْلِها، فَإِنَّما نَفَثَ الشَّيْطانُ عَلى لِسانِکَ!!

رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
حمل نخاله ساختمانی و ضایعات عمرانی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
جدیدترین تجهیزات تالار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
روغن خراطین اصل
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
انجام پایان نامه
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.